زاغ بی پنیر

۹ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

آدم ها می شکنند!


ده برابر بدتر از چینی های عهد اتیغ که حتی با فوتی تکه تکه می شوند...


آدم ها می شکنند!


چنان می شکنند که نه با چسب یک دو سه نه در کوره های داغ شیشه سازی ترمیم نمی شوند...


آدم ها می شکنند!


چنان می شکنند که حتی با میکروسکپ الکترونی هم نمی شود تکه هایشان را پیدا کرد...


آدم ها می شکنند!


طوری که دیگر جای ترمیم باقی نمی مانند یا طوری ترمیم می شوند که باز هم جای تکه هایشان خالی می ماند...


آدم ها می شکنند!


طوری که تکه هایشان پیدا نمی شود و باید آن ها را به حال خود رها کنی تا هر وقت نگاهت به آن ها می افت دردشان تا پوست و گوشت و استخوان و شاید بدتر روحمان بسوزد...


آدم ها می شکنند!


آن هم در بدترین حالت طوری که شاید هیچوقت خودشان نشوند...


آدم ها را می شکانند!


همان هایی که دیگر خودشان نمی شوند!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۲:۴۸
زاغ

l spoke to god today and she said thet she's ashamed


what have l became


what have i done


i spoke to the devil today and he swears he's not to blame


and i understood 'cause i feel the same



arms wide open


i stand alone


i'm no hero i'm not made stone


right or wrong


i can hardly tell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side of hell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side of hell


the righteous side of hell




i heard from god today and she  sounded just like me


what have i done and


who have i become


i saw the devil today and he looked a lot like me


i looked away , i turned away




arms wide open


i stand alone 


i'm no hero and i,m not made of stone


right or wrong


i can hardly tell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side of hell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side


the righteous side of hell




i'm not defending

downward descending

falling further and further away

getting closer every day 


i,m getting closer every day

to the end, to the end, the end of the end

i'm getting closer every day

arms wide open


i stand alone 


i'm no hero and i,m not made of stone


right or wrong


i can hardly tell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side of hell


i,m on the wrong side  of haven


and the righteous side


the righteous side of hell


***

five finger death punch
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۴ ، ۲۲:۲۶
زاغ

تعداد بازدید امروز 0


تعداد بازدید دیروز 0


تعداد نمایش امروز 0


تعداد نمایش دیروز 0


بعضی اوقات نیازه اینجوری باشه :))

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۴ ، ۰۳:۵۶
زاغ
چقدر خوبه یه پشتیبان داشته باشی... یه کوه که بتونی بهش تکیه کنی

چقدر خوبه قلم برداری و هرچی که می خوای بکشی

چقدر خوبه که بتونی یه شعر بگی

چقدر خوبه که بتونی حرف دلت رو بگی

چقدر خوبه که هر از گاهی تو تاریکی ها غرق بشی

چقدر خوبه قو باشی

چقدر خوبه هر از گاهی یاغی باشی

چقدر خوبه که بتونی آدم باشی

چقدر خوبه... چقدر خوبه که این چقدر خوبه ها تموم بشن!

اثرات نخوابیدن بیش از حده :hammer:

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۴ ، ۰۳:۵۳
زاغ

چند روزی است حال خط هایم خراب است. در هم پیچ می خورند و رفته رفته کم رنگ تر می شوند. فرقی نمی کنند با B6 بکش یا H3 باز هم همان آش و همان کاسه. از چند منحنی فلش دار شروع می شوند کم کم رو همدیگر سوار می شوند و اشکال مار پیچی را تشکیل می دهند. همه یک دست هستند. خاکتسری کم رنگ. به قولن ارزش خطی شان به صفر رسیده.


این جاست که می گویند بهم ریخته اند. می گویند هنر آیینه روح بشر است حال می خواهد هر کدام از این هشت دسته باشد. آینه من کاغذ است و یک دانه مداد و یک پاکن هر از گاهی هم کاتر مبارک.


خط ها هم روح دارند. روحشان افکار است. مثل همان چیزی که در ما دمیده شده است، در آنها فکر دمیده شده. فکرا بگیری مشتی گرده گرافیتن که روی کاغذ کشیده می شوند...


خط ها انسانند و ما خداوندگارشان... حال آفریده های من در هم و بر هم روی هم دیگر می لولند... و من تنها نظاره گرم... شاید فراموششان کردم  تا بر روی آینه ام ول بچرخن.


حال آفریده هایم خوب نیست و من فقط نظارگرم... عجب خدایی هستم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۶
زاغ

+رسولی عینک رو می دی یه لحظه؟


++ باشه بیا


+هولی شت چه دنیا فول اچ دی شد!!!


++یکم رو چشمت بمونه بلو ری هم میشه.


*

+یعنی نصف عمرمو داشتم تار می دیدم؟


_اوهم...


*


+ بیا دستت درد نکنه.



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۹:۳۸
زاغ

خو فکرش مال تقریبا سه هفته پیشه ولی به نظرم انقدر ازش گذشته که دیگه جز افکار فسیلم به حساب میاد. چیز درستی یادم نمی یاد ازش فقط می دونم تحت یه اتمسفر عجیبی ایجاد شد :دی


خو می دونید انسان ها خیلی اصرار به متفاوت بودن دارن. کاری به اینکه چجور فکر می کنن ندارم و حتی اینکه این خوبه یا نه :/ صرفا یه حالت عجیبی پیش اومده... خو یعنی طرف برای متفاوت جلوه کردن دست به هرکاری می زنه :/ خو توضیحش سخته...


هیچ آدمی شبیه اون یکی نیست اگه شبیه بود که دنیا خیلی چرت بود همین تفاوت ها دنیا رو شکل می ده دیگه ولی خو یه حالت اصرار مانندی تو دنیا به وجود اومده که می خوان به رخ بقیه بکشونن این متفاوت بودنشونو :/ خو درد خو مرض خو درد دل :/ به من چه تو متفاوت تری نسبت به بقیه :/


یه حالت مریض گونه پیدا کرده که همه دوست دارن متفاوت باشن مثلا شعر حافظ برای یارو می خونی بعد چنان تفسیری ازش در میاره که تا دوساعت فقط مات مبهوت می مونی وقتی هم بهش می گی بابا تفسیری که الان داری می کنی هیچ ربطی به این نداره اصلا حافظ منظورش همچین چیزی نیست چی داری می گی... بعد یارو با قاطعیت تمام میگه: من متفاوت تر از شما فکر می کنم شما نمی فهمی من چی میگم.


خو دلیل نمیشه که درست بگی :/


خو متفاوت بودن خوبه پیدا کردن تفاوت ها گوشه کنار ها خوبه. طرز تفکر جدید یه نوع بینش جدید نسبت به یه چیزی اصلا بیان یه سبک زندگی دیگه خوبه ولی خو به هر قیمتی؟! ریلی؟


یعنی اصلا این اپیدمی به قدر گسترده شده که معمولی زندگی کردن هم متفاوت جلوه می کنه :/


رسما اراجیف بافتم ایموجی پوکر فیس کنار اسلحه :-"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۴ ، ۱۳:۰۴
زاغ

+سردت نمیشه؟


_چرا دارم یخ می زنم


+په چرا می خری؟


_دوست دارم خو


+خب داری از سرما می لرزی!


_خب که چی؟


+... الحق که دیونه ای!


_نظر لطفته


+دوست داری بهت بگن دیونه؟


_همچین بدم نمی یاد


+واقعا دیونه ای... چرا خب؟


_لااقل عادی نیستم


+دوست داری متفاوت باشی؟


_هممم... نه!


+پس چی؟!


_صرفا از عادی بودن خوشم نمی یاد


+خو این یعنی متفاوت بودن!!1


_امم... شاید ولی من بینشون فاصله قائلم


+استدلال های مزخرفی داری


_ می دونم 


+خیلی دیونه ای


_ببند بابا داره میرسه به جای قشنگش


you've got it all


you lost your mind in the sound


there'se so much more


you can reclaim your crown


you're in control


ride of monsters inside your head


put all your faults to bad


you can be king again 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۴ ، ۲۱:۰۸
زاغ

یعنی دو ساعت داشتم تایپ می کردم بعد همش پاک شد :/ این فوش نیست الان؟ ریلی؟







:/

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۲:۱۶
زاغ