زاغ بی پنیر

جایی راحت تر از خانه

پنجشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ق.ظ

سال های سال جایی بود که حتی برای ما راحت تر از خانه بود.


جایی که می توانستیم تمام اتفاقات بد روزمان را کنار بگذاریم و با فراغی بازی و لبخندی کنار لب به انجا برویم.


جایی که تمام مشکلات روزمرمان در  گم می شد تمام ناراحتی یمان را پشت دروازه هایش جا می گذاشتیم و با خیالی اسوده وارد ان می شدیم.


کم کم افرادی را پیدا کردیم دوستانی عزیز تر از جانمان که می شد تمام غم دنیا را با گفتن تنها یه کلام ان هم سلامی ساده از یاد برد.


شور شعفی پیدا می کردیم که انگار دنیا را فقط برای ما ساختند ما بودیم ما و بقیه جهان هستی به درک اسفل السافلین. 


ولی خب دست حوادث یا شاید دست خودمان ارام ارام  ان را ویران کرد جایی که برای ما محلی بود برای  فرار از روزمرگی اعصاب خوردی ها و ناراحتی ها شده بود عذابی جهنمی که انگار پایانی نداشت.


درست یا غلط خوب یا بد یکی یکی سرپناه را ترک کردیم و ارام ارام این سرپناه به بیغوله ای نمور و تاریک تبدیل شد کلبه ی احزانی که فقط از ان خاطره ای دور هر چند شیرین ولی با ته مزه تلخ باقی ماند.


خاطراتی که مدام عذابمان می دادند دادند و خب شاید خواهند داد. 


این سرپناه را خیلی هایتان می شناسید لازم به نامبردن نیست اسمش را در لفافه ای نازک می پیچانم.


کجای کار اشتباه بود؟ هم می دانیم هم نمی دانیم.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۸
زاغ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی